روابط انسانی درمدارس واصول ایجاد رابطه حسنه با دانش آموز و والدین

روابط انسانی درمدارس واصول ایجاد رابطه حسنه با دانش آموز و والدین

 

مقدمه:

آنچه در حیات انسانی حائز اهمیت است نیاز به همزیستی با یکدیگر و روابط انسانی است . روابط انسانی موهبتی است که در انسان به ودیعه گذاشته شده تا بتوانند یکدیگر را درک کنند و با هم زندگی کنند . روابط انسانی سرمنشأ رفع همه نیازهای انسانی است . در سایه ی روابط انسانی روان انسان ، تلطیف می یابد ، استعدادش می شکفد و به بار می نشیند .

تعلیم ، تغییر در رفتار است و مدرسه جولانگاه تغییر و تبدیل است . پایه و اساس تغییر هم عشق و محبت است که در روابط انسانی محقق می گردد . تا مدیر با معلم ، مدیر با دانش آموز ، مدیر با اولیاء و … رابطه برقرار نکند چگونه می تواند احساسات و عواطف خود را بدانها منتقل کند و موجب تغییر گردد ؟

از عوامل مهمی که بر روابط انسانی در آموزشگاه اثری غیر قابل انکار دارد شرایط و جو حاکم بر مدرسه است و مدیر به عنوان هماهنگ کننده ، در ایجاد جو مسئولیتی سنگین تر دارد .  www.zibaweb.com

 

روابط انسانی :

روابط انسانی به مطالعه راه های ایجاد زمینه ها و شرایط مناسب برای زندگی و رشد افراد می پردازد . محیط و شرایط مناسب به وضعیت و یا موقعیتی اطلاق می شود که در آن افراد بتوانند از طریق دست یافتن به نیاز های منطقی خود رشد کنند ، رشدی که در راستای فطرت آن ها ست . در نهایت ، استعداد و توانایی های بالقوه آنان را شکوفا می کند به طوری که با ویژگی های موجود زنده سازگاری داشته باشد .

 

جو :

«جو» مجموعه ای از حالات ، خصوصیات یا ویژگی های حاکم بر یک محیط یا فضای آموزشی مانند مدرسه است که آن را قابل اعتماد یا غیر قابل اعتماد ، جاذب یا دافع ، رعب آور یا آرام بخش ، بازدارنده یا محرک ، خلاق یا راکد و . . . می سازد و موجب می گردد ، مدارس یک مقطع تحصیلی ، با اینکه از یک دستورالعمل و آئین نامه آموزشی ابلاغ شده تبعیت می کنند دارای جوی متفاوت باشند . 

مشاهده شده است عواملی مانند ویژگی های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، عمرانی و غیره در دو مدرسه نسبتاً نزدیک در یک مقطع تحصیلی کاملاً مشابهت داشته باشند لاکن جو حاکم بر آن ها متفاوت  است . در بین دانش آموزان و کارکنان (معلمان و کادر اداری) و حتی اولیا اصطلاحاتی چون جو سالم ، جو ناسالم ، جو باز ، جو بسته ، جو مسموم و مانند آن مورد استفاده قرار می گیرد ، که به نوعی بر روابط انسانی حاکم بر مدارس حکایت میکند .

 

جو باز و سالم  : جوی است که افراد در آن احساس آزادی می کنند و خود را در تصمیم گیری ها و سرنوشت مدرسه شریک می دانند . در این جو با اعتقاد به اجرای دستورالعمل ها و قوانین اداری شیوه های مناسب برای رشد آموزشی و تربیتی مدرسه اتخاذ می گردد . زمینه برای رشد استعدادها و خلاقیت افراد فراهم بوده و نوعی صمیمیت و احساس پشتیبانی و حمایت در محیط وجود دارد .

 

جو بسته و ناسالم : جوی ست که افراد از نظر فکری و رفتاری محدودیت هایی دارند بطوریکه در داخل مدرسه نمی توانند خارج از مرز های تعیین شده اظهار نظر و رفتار کنند . قوانین و دستورالعمل ها به صورت آزار دهنده و بازدارنده بر افراد تحمیل می شوند بطوریکه رنجش در  افراد بوجود می آید . در این جو ، نه تنها خلاقیت و نوآوری افراد رشد نمی کند بلکه دردسر آور  است . فرد خود را جدای از مدرسه می بیند و احساس حمایتی از آن در وی ایجاد نمی شود .www.zibaweb.com

 

جو مسموم : جوی است که علاوه بر بسته بودن و عدم اعتماد ، افراد به یکدیگر مظنون هستند و به کنجکاوی در احوال یکدیگر می پردازند و ایجاد آسیب از سوی دیگران را احساس می کنند . آسیب پذیری عاطفی ، اجتماعی و روانی در چنین جوی بسیار زیاد است . بر چسب و تهمت زدن ، کاری رایج به حساب می آید و وحشت از حضور در محیط بر افراد حاکم می شود . نتیجه چنین جوی معمولاً خستگی ، فرسودگی و بیزاری در افراد است .

 

رابطه حسنه :

 رابطه ی مثبت و هدفداری که با درک متقابل نیازها ، احساسات و عواطف یکدیگر با هم در تعامل بوده و از این رابطه نوعی احساس رضایت و خرسندی در افراد ایجاد  می شود .

درک احساسات و بیان و انتقال آن دروازه ی برقراری رابطه انسانی است . چه بسا انسانهای خوش قلبی که توانایی بیان و انتقال احساسات خود را به دیگر افراد ندارند و در عوض انسانهای متظاهری که با بیان احساسات خود در برقراری رابطه موفق هستند .

بنابراین سنگ زیر بنای ایجاد روابط حسنه در یک محیط آموزشی ، شناخت نیازها و احساسات افراد و توانایی برای بیان احساسات متقابل و انتقال آن به افراد است . مدیر برای ایجاد جوی مثبت باید احساسات و عواطف افرادی که با آنها در ارتباط است را بشناسد و در روابط خود ، توجه لازم به آن احساسات را داشته باشد .   

 

اصول مهم درایجاد روابط حسنه از سوی مدیر مدرسه : 

1- مدیر باید سعی کند پس از شناسایی احساسات خود ، احساسا ت منفی و متعارض (احساس منفی مانند : احساس ترس ، گناه ، رنج ، پوچی ، عدم اعتماد ، دشمنی ، عدم پذیرش و احساس متعارض حالتی که فرد نمی تواند افکار و احساسات خود را یک سویه سازد . مانند : شادی و غم ، رضایت و عدم رضایت و غیره) خود را به طریق منطقی از بین ببرد و احساسات مثبت (مانند : امنیت ، شادی ، پذیرش ، اعتماد به نفس ، ارزشمندی ، محبت ، حق شناسی) را جایگزین آنها سازد و این اصل را بکار گیرد که تا «من» نگرش و احساس مثبتی به دیگران نداشته باشم نمی توانم با آنان رابطه برقرار کنم (اصل داشتن نگرش مثبت) .

2- مدیر باید به این اصل اعتقاد داشته باشد که انسانها در شرایط عادی و معمولی احساسات و عواطف خود را به همان شکلی به او منتقل می کنند که مدیر احساسات و عواطفش را به آنان منتقل کرده است (اصل تعادل مبادله) .

3- مدیر باید توانایی بروز یا توقف انتقال عواطف و احساساتش را آن گونه که بهترین نتیجه را بتواند بگیرد داشته باشد  (اصل کنترل احساسات و عواطف) .

4- مدیر باید بتواند با بهره گیری از الفاظ ، کلمات ، جملات ، حرکات ، ایما و اشاره احساسات و عواطف خود را توصیف کند به طوری که طرف مقابل عواطف و احساسات مثبت مدیر را به خوبی درک کند . داشتن روحی لطیف و ستایشگر نسبت به انسان ها و همه مظاهر خلقت ، در تحقق این امر کمک می کند (اصل انتقال عواطف و احساسات) .

 

قوانین و فنون کلی در روابط حسنه :

قانون اول : با دیگران آن چنان رفتار کنید که مایلید با شما رفتار کنند .

انتظار گوش دادن ، بررسی مشکل ، رفتاری مناسب همراه با کرامت ، اغماض ، حداقل انتظاری است که در روابط انسان ها وجود دارد .

 

 قانون دوم : قانون ناگزیری (چاره نداشتن)

 انسان الزاماً نمی تواند همه چیز را به همان شکلی که خود می خواهد داشته باشد و یا آن را به هر شکلی که می خواهد تغییر دهد . با رعایت این قانون بجای گریز و فرار از امر ناخواسته بهتر است بگوئیم که چگونه می توان با وضعیت موجود ساخت و با او زندگی کرد و بالاخره چگونه می شود از او چیزی بهتر ساخت ؟

 

قانون سوم : قانون دوری از جدال و ستیزه

جدال و ستیزه حتی درگیری لفظی سبب از دست دادن حرمت ، ارزش و احترام هر دو طرف مجادله می شود که به سادگی نمی توان آن را جبران کرد . مدیر نباید در هیچ موردی اهمیت و ارزش خود را طوری دستخوش تهدید قرار دهد که ناچار شود برای حفظ آن با طرف مخالف به ستیز برخیزد . زیرا عاقبت الامر وضعی برای هر دو طرف بوجود می آید که عقب نشینی بدون از دست دادن احترام برای هیچ یک میسر نخواهد بود .

 

الف  ـ عوامل ایجاد و تحکیم روابط انسانی از دیدگاه کیمبل :

- ایجاد جو اعتماد و اطمینان ، دوستی و محبتwww.zibaweb.com

- احساس آزادی بیان ، افکار و عقاید ، احساس تعلق به مدرسه

- راز داری مدیر ، اغماض از بعضی از خطاها

- رعایت عدالت در رفتار (تشویق و تنبیه) ، رعایت ادب و نزاکت ، طرز سخن گفتن

- احترام به افکار و احساسات فرد و شناخت احساسات و انعکاس درک احساس ، حفظ خونسردی و متانت در مسائل بحرانی ، مخصوصاً بحث های عاطفی

- از صمیم دل دلسوزی کردن ، سعی و کوشش برای بر آوردن نیازها و رفع گرفتاری های افراد

- برقرارکردن روابط غیر رسمی و صمیمی بر مبنای نقاط مشترک

- ایجاد محیط برای بروز و پرورش استعدادها و شکوفایی آنها

- کاربرد به جا و به موقع از قدرت و اختیار و دوری از افراط و تفریط در کاربرد آنها

- توانایی خود را به جای دیگران قرار دادن و درک مشکلات و مسائل از دید طرف مقابل

 

ب ـ علایم و نشانه های وجود اختلال در روابط انسانی :

- وجود بی نظمی و لاابالی گری ، عدم توجه و یا سرپیچی از قوانین و دستورات اداری .

- وجود بی تفاوتی نسبت به مدیر ، پیدایش گروه های مختلف با دید و نظرات متعارض

- عدم هماهنگی بین افراد مدرسه در رابطه با اهداف سازمان

- دلیل تراشی های بی مورد کارکنان ، وجود اشتباهات ، ضایعات ، حوادث در محیط کار

- وجود غیبت های غیر ضروری با تمسک به قوانین و یا تمارض ، افزایش نقل و انتقالات بی مورد

- عدم اعتماد نسبت به سازمان و مدیریت در مورد خیر خواهی نسبت به کارکنان

- وجود تملق ، چاپلوسی ، مبالغه و تظاهر ، وجود احساس خستگی و کسالت و عدم رغبت بین کارکنان

- وجود ترس از تنبیهات بزرگ و غیر منطقی به دلیل اشتباهی کوچک و غیرعمدی

- وجود دوگانگی در گفتار و کردار ، وجود غیبت و نفاق و رفتار منافقانه

- وجود گلایه بین کارمندان و کارکنان از مدیریت

- احساس عدم امنیت شغلی ، احساس عدم تعلق فرد به سازمان و سازمان به فرد

- احساس بی اهمیت بودن در سازمان و مؤثر نبودن و عدم مشارکت در تصمیمات

 

از اساسی ترین کارهای مدیر در راستای ایجاد جوی سالم و شرایطی مناسب ، ایجاد احساس خوشحالی و رضایت خاطر در معلمین (کارکنان) ، دانش آموزان و اولیا است .

 

راه ایجاد رابطه حسنه با معلمین (کارکنان) :

در این جهت توجه مدیر به موارد زیر معطوف می گردد :

 احترام به شخصیت و افکار معلمین با تشکیل جلسات جهت بیان ایده و نظرات و جلب مشارکت آنان و تشویق آنها به فعالیت های اجتماعی در راستای ایجاد روابط نزدیک ، صمیمی و دوستانه . داشتن رفتار مناسب (با وقار ، متین و سنجیده در حد شأن جو تربیتی مدرسه و مورد قبول) ، توجه به مشکلات آنان و تلاش برای رفع مشکلات

 

راه ایجاد رابطه حسنه با دانش آموزان :

احترام به شخصیت دانش آموز به نحوی که در دانش آموز احساس تعلق و پذیرفته شدن ایجاد گردد . با هر دانش آموز منصفانه و عادلانه رفتار شود . دانش آموز احساس کند که مدیر و معلمان دوستان او هستند . دانش آموز بداند که احساسات و توانایی هایش مورد توجه مدرسه است .

 

راه ایجاد رابطه حسنه با اولیا :

مدیر با شناخت ارزش و نقش خانواده در شکوفائی استعدادها ، تربیت ، آموزش و چگونگی ارتباط آنها با مدرسه زیربنایی ترین گام را در ایجاد رابطه حسنه با اولیا بر می دارد . مدیر با شناخت ویژگی ها و خصوصیات اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی ، اخلاقی و فرهنگی جامعه و خانواده در جلب مشارکت اولیا ، با شرکت دادن آنان در وظایف ، مسئولیت ها و عملیات تلاش کند به طوری که نتیجه آن ، احساس تعلق و مؤثر بودن باشد . www.zibaweb.com

در این مسیر نیز باید کلید اصلی ارتباط و حلقه اتصال خانه و مدرسه یعنی دانش آموز را دریافت . مدیر باید بداند که اصل اساسی استحکام رابطه با اولیا بر پایه پیوند های روانی ، عاطفی و فکری است . بیان احساسات مثبت و سازنده و دلسوزی نسبت به سر نوشت دانش آموزان و ایجاد نگرش مثبت در اولیا نسبت به مدیریت و مدرسه راهی مؤثر در برقراری روابط انسانی است .

 

 

منابع : 1- میرکمالی ، سید محمد : روابط انسانی در آموزشگاه ، نشر یسطرون ، تابستان 79

           2- وایلز ، کیمبل : مدیریت و رهبری آموزشی ، مترجم محمد علی طوسی


مهارت های شروع تدریس

جهان هر بامداد نو می شود و آفریدگار هستی ، هر روز در کاری تازه است . کاروان پدیده های نو که هر دم به تبسمی ، گام در گستره ی هستی می نهند ، پیام آور این نکته اند که ما نیز باید چنین باشیم ، هر لحظه خود را بیافرینیم ، با نگاهی تازه به جهان بنگریم و با روش و دانشی نو راه بسپاریم و ره بگشاییم .

این ویژگی یعنی ابتکار و نوآوری در کار ، در ساحت تعلیم و تربیت بایسته تر و شایسته تر است . پس برای تحقق این مهم باید معلم با مهارت های شروع تدریس آشنا باشد و با استفاده از آن در دانش آموزان ایجاد انگیزه کند .

مهارت های شروع تدریس = فرصت ناب

« فرصت ناب » همان مهارت های شروع تدریس است

« فرصت ناب » موقعیّت مناسبی برای ایجاد انگیزه و آماده نمودن شاگردان است .

« فرصت ناب » نشانه آمادگی معلم برای تدریس موفقیت آمیز است .

آیا دریافتید که چرا مهارت های شروع تدریس را فرصت ناب می نامیم ؟

« فرصت ناب » نام هشت مهارت تدریس را به خاطر می آورد .

« فرصت ناب » کلمه ای با معنی و یادیار است .

فرصت ناب

ف = فیلم کوتاه

ر = روش

ص = صدور اخطاریه

ت = تحریک آمیز ( تفکر برانگیز – عمل تکان دهنده )

ن = نشان دادن چیزی

ا = ارائه یک پیشنهاد

ب = به کار بردن تمثیل

در پست های بعد درباره هر یک از این روشها با مثال توضیح خواهم داد .


سلام یر حسین و اربعین حسین

السلام علی الحسین

وعلی علی بن الحسین

وعلی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین


رنگ آمیزی مقاطع گیاهی

اول - دهه فجر ، دهه رهایی ایرانیان از دست ستمکاران شیطان صفت گرامی باد.

دوم - در آستانه اربعین حسینی این ایام را به شما تسلیت می گوییم.

رنگ آمیزی مقاطع گیاهی

رنگ آمیزی به دو منظور انجام می شود. پدیدار ساختن قسمت هایی که در حالت معمولی شفاف و نامرئی هستند و مشخص کردن یک جزء از


وبلاگ خبری شهر آبدان ۲۰۱۰-۰۲-۰۲ ۱۶:۱۴:۰۲

تماته: وبلاگ خبری شهر آبدان "تماته" ضمن تبریک بمناسبت دهه مبارک فجر خدمت همشهریان عزیز و گرانقدر و با عرض پوزش بدلیل عدم خبررسانی در روزهای اخیر به اطلاع می رساند: خدمتگزاران شما در این وبلاگ خبری در تلاش هستند تا در روزهای آتی با طراحی سایت خبری و تکمیل کادر خبری و فنی خود خدمات شایسته تری به شما مخاطبان محترم ارائه دهند. امیدواریم شما نیز با پیشنهادات و برنامه های خود ما را در راه رسیدن به هدفمان یاری نمایید.

پی نوشت: این وبلاگ آمادگی دارد تا از عزیزانیکه مایل به همکاری در این وبلاگ می باشند استفاده نماید. لذا علاقمندان جهت اطلاع بیشتر می توانند با شماره های ۰۹۱۷۱۷۴۳۸۱۳ و ۰۹۱۷۸۷۳۳۳۱۰ تماس حاصل نمایند.

آرزومند سربلندی و موفقیت همه شما عزیزان


حدیث نفس

چوپانی بر اتفاق نظر روزگار به وزارت رسید و نظر امیر٬منزلتی یافت٬بامدادان قبل از شروع هر کار٬به اتاقی رفت و در آن به روی خود می بست و ساعتی به خلوت می گذارند٬آن گاه به دنبال امور خود می رفت.

عده ای که به مقام وی حسادت می کردند٬پیش امیر٬چنین گزارشی دادند که وزیر در آن اتاق گنجی نهان کرده است.

امیر تصمیم گرفت که بداند٬در آن خلوتخانه چیست٬روزی به ناگاه از پس وزیر به آن خانه در آمد و او را دید که پوستینی بر تن کرده و عصای چوپانان به دست گرفته است و آواز چوپانان می خواند.

 امیر سخت به حیرت افتاد و پرسید: این چه حالی است که داری؟ وزیر گفت: این کار هر روز من است تا گذشته خویش را فراموش نکنم٬ زیرا که شنیده ام٬ هر که روزگار ضعف خود را به یاد آورد٬ در وقت توانگری مغرور نگردد. امیر٬ انگشتری بر دست وی نهاد و گفت: تاکنون وزیر بودی٬ اکنون امیری.


برگزاری مسابقه آزمایشگاهی

برگزاری مسابقه آزمایشگاهی

چهار شنبه 7 بهمن ماه 88 برای برخی دانش آموزان دوره راهنمایی شهرستان دیر یک روز فراموش نشدنی شد. ابتدای سال بود که به ذهنم  خطور کرد ...


دینی سوم راهنمایی ( درس بهشت و بهشتیان، دوزخ و دوزخیان )

این درس یکی از درسهای بسیار جالب و شنیدنی برای دانش آموزان است کتاب به صورت اجمالی نکاتی درباره بهشت و جهنم بیان کرده است . ما می توانیم به طور مفصل در این مورد برای دانش آموزانمان صحبت کنیم .

بهشت و بهشتیان

بهشتیان به دودسته تقسیم می شوند یک عده فورا پس از ورود به قیامت به طرف بهشت می روند . اینها اولیاء خدا و شهدا و صالحین و صدیقین هستند و عده ای دیگر همچون انبیاء با آنکه مقامشان از سایرین بالاتر است برای نجات امتشان در قیامت می مانند و امتشان را کمک می کنند تا از قیامت نجات پیدا کنند .

بالاخره بهشتیان پس از انجام کارهای قیامتشان با سرعت زیاد به سوی بهشت حرکت می کنند و در راه به جهنم برخورد می نمایند جهنم مدار ناری است که بر زمین احاطه کرده که اگر انسان از هر کجای زمین بخواهد به طرف بهشت برود حتما با آن برخورد می کند .و بهشتیان عذابهایی که جهنمیان به آن مبتلا هستند می بینند و مشاهده می کنند راه به سوی بهشت که به عنوان صراط یا پلی بر جهنم در لسان دین یاد شده تونل مانندی است که از وسط جهنم عبور می کند و کسی که جواز عبور نداشته باشد در جهنم می ماند و تردیدی نیست که جواز عبور همان بندگی خدا و محبت خاندان عصمت و طهارت (ع) و خلوص و سلامت نفس است .

بهشتهای خلد در هشت طبقه ساخته شده که هر طبقه ای برای جمعی از بندگان خداست ، طبقه اول ، بهشت نعیم است . طبقه دوم ، بهشت خلد است . طبقه سوم بهشت قرار دارد . طبقه چهارم بهشت عدن است . طبقه پنجم جنة الماوی است . طبقه ششم بهشت فردوس است . طبقه هفتم دارالسلام است . طبقه هشتم دارالنور است .

به دور هر بهشتی دیواری کشیده شده که...

پروفسور پرویزی؛ افتخاری که دیگر از آن بوشهری ها نیست!

رسول پرویزی

چندی پیش هنگام زیارت آرامگاه حافظ شیرین سخن، وقتی در میان قبور بزرگان و شخصیت های آرمیده در جوار ایشان قدم می زدم ناگاه چشمم افتاد به آرامگاه پروفسور رسول پرویزی، سیاستمدار و نویسنده بزرگ ایران زمین. نویسنده ای از اهالی استان بوشهر که توانست در عرصه داستان نویسی تا جلوس در حلقه نویسندگان بزرگ ایران زمین و در دنیای سیاست نیز تا جایگاه سناتوری در مجلس سنا ارتقا یابد. امروز نیز در میان کتاب فروشی های حاشیه موزه پارس در خیابان کریم خان زند شیراز که بساط خود را در پیاده رو خیابان گسترده بودند، کتاب های این نویسنده بزرگ را دیدم که چگونه مورد استقبال هنردوستان قرار می گرفت. یادم افتاد به رفتار نکوهیده مدیرکل ارشاد بوشهر که چندی پیش در مراسم اهدای قلم طلایی به بهترین داستان کوتاه بوشهر خواستار حذف تصویر این نویسنده شهیر ایرانی از بنرهای نصب شده در مراسم شده بود. در میان مفاخر امروز استان بوشهر سرنوشت منوچهر آتشی نیز بهتر از رسول پرویزی نبوده است. چنان که در خاطر مردم استان مانده شکرالله عطارزاده  ...


بررسی مضامین مشترک عرفانی اشعار امام خمینی و حافظ

بررسی مضامین مشترک عرفانی اشعار امام خمینی و حافظ

اشاره:

در راستای معرفی کارهای علمی، در مورد آثار گرانقدر و ابعاد شخصیتی و علمی حضرت امام خمینی (ره) در این شماره، قصد معرفی رساله ای دانشگاهی را داریم. رساله مورد نظر، پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته ادبیات فارسی است که تحت عنوان "بررسی مضامین مشترک عرفانی اشعار امام خمینی (ره) و خواجه حافظ" توسط آقای احمد فرشبافیان دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات در شهریور ماه 74 تدوین گردیده و توسط آقایان دکتر محمد مهدی پور و دکتر اجلالی به

عنوان استادان راهنما و مشاور و دیگر استادان زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز ارزیابی و پذیرفته شده است.

تعریف عرفان - وجه تسمیه صوفی - تعریف تصوف - منشا و خاستگاه تصوف سیر عرفان و تصوف در ایران - عرفان منفی و ویژگیهای بارز آن - عرفان مثبت و مشخصات بارز آن - سخنی در شعر خواجه حافظ و امام خمینی (ره) - مشرب عرفان حافظ و امام (ره) - معرفی شخصیت اجتماعی، فرهنگی، ادبی و عرفانی حافظ - عرفان امام خمینی (ره) - مشخصه های عرفان ناب امام

(ره) و مقایسه کلی امام خمینی (ره) و حافظ در شعر و عرفان.

در بخش دوم، ابتدا، تعریف لغوی اصطلاح و سپس دیدگاه عرفانی عرفا، با مرجعه و استخراج از منابع اصیل عرفانی نوشته شده و آنگاه نحوه مضمون سازی و استفاده خواجه حافظ و امام (ره) و احیانا نحوه بهره برداری و دیدگاه مرجع یکی از این دو بزرگوار، با

شواهدی قانع کننده از اشعار، مطرح گردیده است.

آنچه از نظر می گذرد، فرازی از این پایان نامه است، این اثر در آینده ای نزدیک از طریق انتشارات عروج چاپ و منتشر خواهد شد.

حضور

سخنی در شعر خواجه حافظ و امام خمینی

از میان قالبهای گوناگون شعر فارسی، غزل بیشترین مورد استفاده را در دیوان این دو بزرگوار دارد و شکی نیست که در بافت غزلهای آنان، وجوه تمایزی وجود دارد بطوریکه می توان گفت حافظ شاعری است حرفه ای، اما حضرت امام (ره) هرگز بصورت جدی به شعر نپرداخته است. البته این بدان معنا نیست که ما دیوان لسان الغیب را فقط هنرنمایی محض بدانیم و از روح عرفان خالی و تهی فرض کنیم بلکه بقول شهید مطهری او با این وسیله به زیبایی بیان عرفانی افزوده است. همچنانکه تاثیر قرآن کریم در

قلوب، تا حدی مرهون زیبایی ادبی و هنری آنست، در سطح پایین تر نیز دیوان حافظ چنین حکمی را دارد.

نیک می دانیم که لسان الغیب، همه رمز و راز کلام را دریافته و سخن فارسی را به ذروه اعجاز رسانده است. آگاهی او، بر تکامل،

شکوه و شیوایی شعرش تا آنجاست که با اطمینان و جرات تمام سوگند می خورد که:

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ

به قرآنی که اندر سینه داری

حافظ/447

در عین حال که اشعار حضرت امام بویژه غزلهای او در مقام انصاف در سطحی خوب و قابل قبول بوده و تعداد قابل ملاحظه ای از غزلها از بعد هنری قویتری برخوردارند شکی نیست که حیث هنر شعری در مقایسه با غزلهای حافظ در مقامی پایینتر قرار دارد، اما الحق شعر امام از جنبه غنای علمی و مباحث عرفانی دارای ارزش و اعتبار فوق العاده ای است. و ناگفته پیداست که آن بزرگوار شاعرپیشه نبودند بلکه شعر برای اظهار و ابراز جلوه های روح بلند و متعالی ایشان ابزاری بیش نبوده و شاید بتوان گفت که در شعر حضرت امام کفه مضمون بر بعد هنری می چربد برخلاف حافظ که جنبه هنری، بعد عرفانی (مضمون) آنرا تحت الشعاع خود قرار داده است. بهمین دلیل نمی توان همچون حافظ در امام خمینی بعنوان یک شاعر عارف نگریست. چون "امام نخواسته شعر بگوید; شعر امام از سر تفنن نیست، از سر شاعری نیست و (ما ینبغی له)، اگر از امام به شاعر تعبیر کنیم، نوعی تنزل رتبه ست برای آن بزرگ" (1) او مقصدش شعر و شاعری نبود بلکه شعر نیز جلوه ای از جلوه های روح بلند و متعالی او بود، شعر او به مثابه "

ارحنا یا بلال" است.

شعر امام نجوای عاشقانه روح هیجان زده و بی تابی است که در خلوت تنهایی با بکارگیری کلمات، راز دل دردمند را با محبوب باز گفته و با معبود به راز و نیاز پرداخته است. او قافیه اندیش نبوده و به گفته مولانا هرگاه خون در درونش جوشش کرده از شعر بدان

رنگی داده است. امام (رض) در باب شعرگویی خویش فرموده است:

"باید بحق بگویم که نه در جوانی، که فصل شعر و شعور است و اکنون سپری شده و نه در فصل پیری، که آن را هم پشت سر

گذاشته ام، و نه در حال ارذل العمر، که اکنون با آن دست بگریبانم، قدرت شعرگویی نداشتم."

نکته قابل توجهی که در تمامی غزلیات حافظ بچشم می خورد سبک بیان است; خواجه معمولا با هنرنمای خاصی، نکات عرفانی را با آرایش ها و صنایع ادبی، عجین کرده و به زبان ساده بگوییم بازی با کلمات کرده تا جاییکه انسان احتمال می دهد اگر چنین کاری صورت نمی گرفت خواجه نمی توانست درون عرفانی و آتشین خود را به بیرون انتقال دهد، اما در مورد اشعار حضرت امام (ره) قضیه برعکس است. امام (ره) بی قافیه اندیش، بدون تعمد تکلف، بلکه با سادگی خاصی، هر آنچه را که از دل برخاسته بر زبان آورده و بر نوک خامه رانده و به روی کاغذ آورده است. لذا غزلهای دیوان امام از این سادگی، حلاوت گرفته است. البته ناگفته نماند که صنایع گوناگونی که لازمه شعر است در دیوان حضرت امام بطور طبیعی و خالی از حالت تصنع بکار گرفته شده است که برای

توضیح بیشتر می توان به بخش (شناسنامه سروده ها) در ملحقات دیوان رجوع کرد.

مشرب عرفان خواجه حافظ و حضرت امام (رض)

پیش از این در بحث سیر تصوف و عرفان، بررسی اجمالی از عرفان قرن هفتم داشتیم. باید گفت که این قرن، قرن ظهوراندیشه ای

نو و بدیع بنام "وحدت وجود" است که ابداع کننده آن محی الدین ابن عربی است.

شهید مرتضی مطهری در کتاب "عرفان حافظ" یا "تماشاگه راز" می گویند: آنکسی که عرفان را بصورت یک علم در آورد و آنرا به اصطلاح متفلسف کرد و بصورت یک مکتب در آورد و در مقابل فلاسفه آنرا عرضه داشت و فلاسفه را در واقع تحقیر کرد و اثر گذاشت روی فلسفه، و فلاسفه ای که بعد از او آمدند چاره ای جز اعتنا به نظریات او نداشتند; محی الدین ابن عربی است. بدون

شک "پدر عرفان نظری" در اسلام محی الدین ابن عربی، این اعجوبه روزگار است.

محی الدین، هم در عرفان عملی قدمی راسخ داشته یعنی از اول عمرش اهل ریاضت و مجاهده بوده و هم در ارائه عرفان نظری بی نظیر بوده است. بحث وحدت وجود که محور عرفان است برای اول بار توسط محی الدین بیان گردید. عرفان نظری بدینصورت که علمی مدون باشد و در مسائل به شکل فلسفی اظهار نظر کند اگرچه بیش و کم سابقه دارد لیکن مسلما تدوین کننده آن در

دوره اسلامی محی الدین ابن عربی طایی اندلسی است.

عرفان نظری قبل از محی الدین نظیر منطق قبل از ارسطو است که هم بود و هم نبود، بود از این لحاظ که مردم بالفطره تا حدود زیادی طبق قواعد منطقی عمل می کردند و نبود یعنی بصورت یک علم مدون نبود. بر تمام مسائل عرفان نظری، می توان شواهدی از آیات قرآنی و کلمات اولیاء بزرگ حق، مخصوصا حضرت امیر - علیه السلام - یافت ولی محی الدین اول کسی است که

عرفان نظری را بصورت علمی که موضوعش ذات حق است در آورد.

بعد از او عرفان رنگ و بوی دیگری پیدا کرد. شاخص بودن او در عرفان که بطور مطلق تحت عنوان شیخ از او یاد کرده اند از شاخص بودن بوعلی که شیخ در فلسفه و شیخ طوسی که شیخ مطلق فقه است در میان قدما و شیخ انصاری که شیخ مطلق فقه و

اصول است در صد سال اخیر و شیخ عبدالقادر که شیخ مطلق فن و بلاغت است، بیشتر است که کمتر نیست.

محی الدین، غوغایی عرفانی در جهان اسلام ازاندلس گرفته تا مصر و شام و ایران و هند برانگیخت. صدرالدین قونوی، فخرالدین عراقی، ابن فارض مصری، داود قیصری، عبدالرزاق کاشانی، مولوی بلخی، محمود شبستری، حافظ و جامی، همه شاگردان مکتب

اویند.

به احتمال بسیار بسیار قوی حکمت ذوقی و اشراقی شیخ شهاب الدین سهروردی مقتول بیشتر تحت تاثیر محی الدین ابن عربی

بوده است تا تحت تاثیر دیگران چون اوقات زیادی با محی الدین ملاقات و گفتگو داشته است. (2)

تاثیر حافظ از محی الدین ابن عربی آنقدر واضح و آشکار است که باسیری در دیوان خواجه می توان به آن پی برد، دکتر احمد علی رجایی بخارایی در کتاب "فرهنگ اشعار حافظ" در تمامی مواردی که برای بیان دیدگاههای حافظ به مستنداتی نیاز پیدا کرده

بیش از هر بزرگی، نظر ابن عربی را مدرک ساخته و به آن استناد می نماید; (3) برای مثال به دو نمونه اشاره می کنیم:

1- در بحث حجاب می نویسد: "ابن عربی، حجاب را هر چیزی می داند که مطلوب را از چشم مستور دارد" و این بیت را از حافظ

می آورد که همسو با نظر محی الدین است.

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

حافظ/266

حجاب چهره جان می شود غبار تنم

خوشا دمی که ازین چهره پرده برفکنم

حافظ/342

2- و در تعریف سالک گوید: ابن عربی می نویسد: "سالک آن کسی است که علم او به درجه عین الیقین رسیده باشد". و حافظ گوید:

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها

حافظ/1

اما در خصوص مشرب عرفانی حضرت امام خمینی (ره) آقای محمد جواد گوهری با درایت کافی، در مروری بر کتاب ارزشمند " تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس" مقاله ای تحت عنوان "یک فروغ رخ ساقی" نوشته اند که در جای جای آن به

الهام گیری امام از ابن عربی اشاره دارد که ما در این قسمت گزینه هایی را سند قرار می دهیم:

"مهمترین مساله، تبلور برخی از عقاید شیخ اکبر، ابن عربی است در گفتارها و نوشتارهای مستقل امام. این مساله یکی از پراهمیت ترین و با ارزشترین ابعاد بررسی افکار واندیشه های امام را تشکیل می دهد. ... در اظهارات یکی از بستگان حضرت امام بود که ایشان از آن رو به کودکان، خصوصا تازه تولدیافتگان علاقه داشتند که آنها را قریب العهد به پروردگارشان می دانستند که نظیر چنین امری را در فصوص [ابن عربی] می توان یافت; در جایی که سخن از تسخیر است. در این مبحث شیخ تاکید می کند که: مخلوق هر چقدر به خداوند نزدیکتر و متشبه تر باشد قدرت و توانایی او در تسخیر مخلوقات دیگر بیشتر است، از همین روست که اطفال برغم همه ضعف و ناتوانیشان حتی در تسخیر قدرتمندترین شخصیتها موفقند. این از آن روست که ایشان قریب العهد - یا

به تعبیر شیخ - "جدیدالعهد" به پروردگارشان هستند.

اینکه (عالم محضر خداست) و اینکه عشق خداوند با جهاد در راه او به لقاءالله منتهی می شود جمله مطالبی هستند که شاید امروزه از بدیهی ترین تصورات به حساب آیند، ولی باید دانست که این مفاهیم در گذشته ای نه چندان دور و تحدیدا قبل از انقلاب اسلامی بسیار محتاطانه بکار گرفته می شدند."بی تردید یکی از مهمترین مراجعی که به صراحت و با جرات تمام این امور را مورد بحث قرار داده کتاب شریف "فصوص" است. انطباق مشهود و ملحوظ برخی نظریات حضرت امام (رض) با دکترینهای عرضه شده

در کتاب فصوص شیخ کاملا در تعلیقات بر شرح فصوص نمایان است. (4)

واضح است که تاثر شخصی از شخصی دیگر فقط محدود به نقل قول نبوده و در استفاده از کتب علمی نمودار نمی گردد بلکه اگر تاثیر عمیق باشد در غیر مورد یاد شده مثلا رفتار و عمل و در صحنه زندگی نیز خود را نمایان می سازد و این، کاری است که در زندگی سیاسی و اجتماعی حضرت امام (ره) رخ داده است. امام تا جایی از عرفان ابن عربی الهام پذیرفته اند که در نامه تاریخی

خودشان به گورباچف که فروپاشی و اضمحلال سیستم کمونیستی را پیش بینی کرده اند می فرمایند:

"اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه ها تحقیق کنید، می توانید دستور دهید که صاحبان اینگونه علوم علاوه بر کتب فلاسفه غرب در این زمینه به نوشته های فارابی و بوعلی سینا - رحمة الله علیهما - در حکمت مشاء مراجعه کنند تا ...، دیگر شما را خسته نمی کنم و از کتب عرفا، بخصوص محی الدین عربی نام نمی برم که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید...". (5) از آنچه گذشت معلوم می گردد مشرب عرفانی این دو بزرگمرد در عین حال که برگرفته از مفاهیم اصیل اسلام منبعث از قرآن کریم و سیره و کلام نبی اکرم (ص) و معصومین (ع) است، از فکر و نظریات مشاهیر عرفای اسلامی نیز بهره ها گرفته اند. ناگفته نگذریم که در خصوص مکتب حافظ آقای دکتر منوچهر مرتضوی می گویند: "حافظ را صوفی و متصوف نمی توان نامید و عنوان عام (عارف) نیز برای نشان دادن تمام مختصات و مشخصات مکتب حافظ رسا، نیست و تنها نام و عنوانی که به هدایت صریح خود

خواجه بر او و مکتبش می توانیم انتخاب کنیم (رند و رندی) است". (6)

قصر فردوس بپاداش عمل می بخشند

ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس

حافظ/268

عاشق و رند و نظر بازم و می گویم فاش

تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام

حافظ/311

همچو حافظ برغم مدعیان

شعر رندانه گفتنم هوس است

حافظ/42

و "اگر بخواهیم نام مناسبی برای مشرب و مکتب حافظ که امتزاجی بدیع از افکار فلسفی عمیق و بدبینانه و تجلیات عرفانی

عاشقانه و روح ملامتی و آزادمنشی قلندرانه و ذوق شاعرانه است برگزینیم نام و عنوانی شایسته تر از مکتب رندی نخواهیم یافت. (7)